من منم ؟ آوریل 14, 2008
Posted by Amir in نوشته ها و عقاید من.Tags: دل, شریعتی
trackback
خب چند روزی هست که سرم خیلی شلوغ هست . در طول روز کارهای زیادی سرم ریخته که همه رو باید انجام بدم . همون جور که می دونید چند وقت دیگه جشن انتشار اوبونتو 8.04 در تهران برگزار میشه . اینجا خیلی تلاش کردم یه مراسم کوچیک راه بندازم . متاسفانه هیچکس همکاری نمیکنه و خب یه دست هم صدا نداره . امیدوارم موقعیت پیش بیاد بتونم برای مراسم جشن تا تهران برم . امروز نمی خواستم پست بدم ولی راستش رو بخواین توی یکی از انجمن ها بودم ٬ داشتم یه پست رو مطالعه می کردم که یه دفعه چشمم به امضای یکی از کاربرای سایت افتاد . یاد اتفاق های تلخ افتادم ٬ یاد گذشته های دور . این جور مواقع چیزی جز نوشتن من رو آروم نمی کنه البته گاهی اوقات قدم زدن هم آرامش میده ولی خب الان موقعیتش نبود ! نوشتن واقعا معجزه میکنه . هر جوری و به هر طریقی که باشه . بذارید این پست رو با یه شعر از استاد شریعتی خاتمه بدم .
پرستوی مسافر
من هم در این شهر غریبم .
طوفانی نیز مرا آواره کرده است .
مرا نیز در این بی آشیانی خویش شریک کنید .
من نیز چون شما آشیانی ندارم .
من نیز مرغ سرزمین گمشده ای هستم .
پرستوی مسافری هستم .




دیدگاهها»
No comments yet — be the first.