دنیای من آوریل 14, 2008
Posted by Amir in شریعتی.trackback
و چه سخت و طولانی بود گذر بر “وادی حیرت” !
مرگی که یک عمر طول کشید !
غربت ٬ وطنم بود و آفتاب پدرم ٬ کویر آتش خیز ٬مادرم .
با سر انگشتان نوازشگر باران اشک روییدم
و با گریه ی ابرهای اندوهبار ٬ سیراب نوشیدم
و در خاک پر برکت و حاصل خیز درد ٬ ریشه بستم
وبا رنج پروردم و در انتظار ٬ قد کشیدم .
تنهایی ٬ خانه ی دلم شد و انزوا بسترش .
و یأس گهواره اش و آرزوی بی امید ٬ پیر قصه گویش .
و شعر ٬ شیر پستان های دایه اش و بی کسی ٬ آغوش آرام بخشش .
و عطش ٬ آب خوش گوارش و افسانه ٬ شیرینی کامش .
و خیال ٬ حکایتگر معشوق و اسطوره ٬ تاریخش .
و قصّه ٬ خاطره ساز آینده اش و کلمات ٬ نوازشگران خوب و مهربانش .
و قلم جبرئیل پیام آورش و دفتر میعادگاه محرمش .
و شب ٬ نخلستان خلوت نالیدنش
و دوست داشتن ٬ آموزگارش
و ایمان ٬ مکتبش و قربانی ٬ امتحانش .
و غربت ٬ وطنش و یأس و امیدش
و جدایی ٬ سرود هر سحرش
و فرار ٬ زمزمه ی هر روزش و ورد هر نیم شبش
و رهایی ( رستگاری ) مذهبش
و صخره و مهتاب میعادگهش
و بهشت “اوپا” ٬ سر منزل آرزویش .
دکتر علی شریعتی




دیدگاهها»
No comments yet — be the first.